چرا بايد زاويهي ديد را تغيير داد؟
در مسير انجام پروژه موانع گوناگوني وجود دارد که ميتوان آنها را در چهار عنوان اصلي خلاصه کرد.
نمودار فوق براساس مدل تعريف شده، ارتباط معيارها با هريک از مراحل و ارزشگذاري آنها بدستآمده است که محور افقي، کيفيت، محور عمودي، اولويت و ابعاد هر دايره اندازه هر کاربري را نشان ميدهد.
4- تصويرسازي دادهها
باتوجه به تعدد داده با اشکال مختلف از جمله نقشه، جدول، عدد، عبارت و تصوير، لازم است براي تصميمسازي مناسب نسبت به آنچه که با آن مواجهيم، تصويري کامل، يکپارچه و واقعي از تکههاي پازل بسازيم.
3- ارتباط بين دادهها
براي رسيدن به تصميمسازي مناسب بين تمام دادهها، ارتباط معنادار و بهم پيوسته ايجاد کنيم.
2- مرتب کردن دادهها
دادههاي پيرايششده را به تناسب موضوع، اندازه و اثرگذاري که دارند دستهبندي و مرتب کنيم.
1- دادهپيرايي
لازم است دادههاي خطادار، ناقص، تکراري و ناسازگار را از مجموع دادههاي بدستآمده حذف و يا بازسازي کنيم.
تغيير زاويهي ديد
براي رسيدن به انتخاب درست لازم است نگاه و زاويه ديد خود را عوض کنيم. براي اين کار لازم است چهار گام اصلي بهشرح توضيح زير برداريم.
4- تقويت گزارهي ذهني
تقويت گزارهاي که در ذهن ايجاد شده است باعث ميشود با اين فکر کار کنيم که درحال انجام کار سخت و طاقتفرسايي هستيم و اين جزئي از فرآيند است. در اين حالت ما به پيشنهادهاي خارج از محدوده ذهن که به بهينه شدن فرآيند کمک ميکند بيتوجه هستيم.
3- اصرار به تصميمگيري سريع
تأمل مختصر و شتابزده عمل کردن در مرحله پيش از شروع پروژه حاصلي جز توجه نکردن به ابعاد مختلف ماجرا و تحمل هزينههاي دوبارهکاري در حين انجام کار ندارد. داستان هواپيماهاي سقوط کرده در جنگ جهاني دوم يک نمونه از هزاران نمونه اين طرز تفکر است.
2- عدم دادههاي کافي
بيشتر اوقات ما با اطلاعات محدودي براي رسيدن به بهينهترين تصميم مواجه هستيم که باتوجه به اين کمبود سعي ميکنيم اطلاعات ناقص بدستآمده را به شيوههاي مختلف کنار يکديگر قرار داده و به زحمت تصويري نزديک به خواسته کارفرما ارائه نماييم. که قطعاً خروجي مورد انتظار کارفرما نيست.
1- انبوهي از دادهها
گاهي اوقات دادههاي ما به قدري زياد ميشود که ما صرفاً تبديل به نگهدارنده يا حملکننده اطلاعات ميشويم که باعث انحراف در حل مسئله و غرق شدن در ابهامات ميشود.